دانلود کتاب Die Sache mit Maria : Roman

[ad_1]

“یک گوزن ناگهان از سمت چپ ، بسیار نزدیک ظاهر شد. راننده به آرامی ترمز کرد ، فقط چند سانتی متر مانده بود. صد و بیست حیوان به این اندازه وجود داشت. آمین ، همه چیز بدون او ادامه خواهد یافت. نوبت به صحبت ویلی می رسد. بدون آرایش ، این شرط است. عزادار طولانی ترین چهره شما است. کجاست؟ همه ، رابرت گاسن یک لوله گیر طبیعی با هرج و مرج قوی است. کمونیست های نفوذ ، مستی و روسپی ، همیشه بین کار و قهرمانان دعاوی حزب هستند – عزاداران ، این مرد زود مرد. او دوست دارد زندگی خود را با تمام قدرت زندگی کند. این او را تف می کند ، او را دوست دارد او عاشق ریاضیات است و استاد یک ساختمان بزرگ است. وقتی کتری را می پوشاند و قرار ملاقات می گذارد ، تقریبا همه چیز خوب. یا اگر او همسر می خواهد 21 ژنراتور بخار باقی بگذارد ، آخرین مورد ناتمام است. – او از ریا ، خودخواهی و بوروکراسی متنفر است ، زیرا حملات قلبی و زخم معده را تحریک می کند. او دارای شأن مهندسی ارشد است. آخرین نگاه ، او از حضور در سمت مدیر تولید امتناع ورزید. به دلیل جهان بینی ، بخشی از این ایده این است که هر کس باید مکانی دقیق در جامعه را اشغال کند که بتواند آن را پر کند. او ماریچن را ترک کرد ، چیزی نمی دانست و ما نمی توانستیم پیداش نمی کنید. شاید او شک کرده باشد. زیرا او متفاوت بود. متفاوت است. و او نیز با او رفتار می کند. و آن را تغییر داده است. تازه شروع شده است: فراتر از خود فکر کنید و به خود فکر کنید. -او می خواهد در چکمه های لاستیکی. او در کفش های بژ جان خود را از دست داد ، که تنها کفشی است که او دارد. او بر اثر فلانر خاکستری ارزان قیمت که حاضر به پوشیدن آن نبود ، درگذشت و هنگامی که مدال کم بود یا فقط مدال داشت ، درگذشت. عزاداران ، می توانید آنها را در سمت چپ ببینید. به جز کسی که گم شده است. مگر کسانی که به او جایزه داده نشده است. انسان ، اگرچه شایسته آن است. عزادار ، زیرا او هرگز قهرمان نبوده است. ما می دانیم که یک قهرمان باید گرد باشد … ”

[ad_2]

source link