دانلود کتاب Rogue CEO, Stop!

[ad_1]

او به طور تصادفی کمرویی مدیر عامل را شکست ، “ببخشید ، من اشتباه کردم. شما بچه ها ادامه می دهید …” “زن برگشت و رفت ، اما توسط مدیر عامل متوقف شد” ، “از آنجا که من آن را دیدم ، باید کاری انجام دهم !!” “یک دختر خاص سرخ شد و گفت:” رئیس ، قسم می خورم ، من چیزی ندیدم !! “مهم نیست ، بعداً می بینمش! “تا زمانی که توافق حاصل شود ، او به مالکیت خصوصی او تبدیل می شود. جایی برای فرار وجود ندارد.

[ad_2]

source link