دانلود کتاب Royal Bastards

[ad_1]

“جون اسنو تنها خواننده ای نخواهد بود که خوانندگان آن را به خاطر می آورند.” – Entertainment Weekly توسط یک احمق مورد ضرب و شتم قرار گرفت. تایرا خواهد دانست پدرش ، لرد کنت از استان غربی (دریاچه کنت) ، او را از کودکی دوست داشت ، اما هنگامی که او یک فرزند واقعی به دنیا آورد ، او را کنار گذاشت. هنگامی که تیلا شانزده ساله بود ، او با برادر ناتنی پایدار خود ، جکس ، در تونل فراموش شده زیر قلعه گشت و گذار کرد. شب ، او با نوکر خود نوشید و از کف جکس عبور کرد ، خواب آلود است و اتاق خواب قلعه گرد و غبار را جمع می کند. تیلا مشتاق نشستن در کنار پدرش و لذت بردن از یک مهمانی در کنار تمام خانواده است. در عوض ، او با حرامزاده های دیگر مانند مایرز همپستد (خانه های همپستد) ، دانشمندی دست و پا چلفتی که از کودکی عاشق تایرا شده بود ، نشست. سپس ، به یادبود جشنی که توسط شاهزاده خانم ملاقات کننده لیریانا برگزار شد ، خانواده سلطنتی تصمیم گرفتند که کنار میز حرامزاده بنشینند ، که همه را شوکه کرد. به طور ناخودآگاه ، تیلا شاهزاده خانم پناه داده شده را به فرار از خانه در اواخر شب هدایت کرد. آنها به همراه جکس ، مایلز و زل ، حرامزاده جنگجوی زیتوکی از شمال ، به جنایتی برخورد کردند که هرگز شاهد آن نبودند. حرامزاده ها متحد می شوند و می فهمند که فقط آنها می توانند جلوی جنگ داخلی را بگیرند.اگر بتوانند به موقع به پادشاه هشدار دهند ، این امر پادشاهی آنها را متلاشی می کند. اگر آنها بتوانند از سفر جان سالم به در ببرند …

[ad_2]

source link