دانلود کتاب Ugly

[ad_1]

ایان احساس می کند که از نظر ظاهری ستایش نشده است و رفتار او با دیگران این باورها را تعمیق بخشیده است. از زمانی که یک کودک با بینی بزرگ هنگام کودکی به او می خندیدند ، تا بیست سالگی ، به نظر می رسید بهترین دوست او ، زک خوش تیپ ، توجه همه را به خود جلب می کند و یان فرومایه می شود. ناامنی ناشی از این بدان معنا بود که وی در صورت نیاز به آینه نگاه نخواهد کرد. سپس یک شب در کلوپ محلی زنیت ، زن و برد چشمهایشان را بستند. او آنچه را می بیند دوست دارد ، اما زاک نیز آن را دوست دارد. وقتی زاک به برد نزدیک شد ، قلب یان لرزید. با این حال ، برد بندرت به زاک می گوید که پیاده روی کند. آیا زندگی یان بهتر خواهد شد؟ آیا او سرانجام فرصتی برای عاشق شدن پیدا خواهد کرد؟ یا به اصطلاح بهترین دوست او زاک همه چیز را خراب می کند؟ آیا واقعا زاک می تواند اینقدر ظالم باشد؟

[ad_2]

source link